بیا پیش خداوند بریم این نا مهربانی قسمت به روز و شب که نباشد این تقدیر چرا دو لاله عاشق چنین گشته اند از هم جدا بیا نفس که سهل است تو جان منی که تمام راز و دلیل راز منی طبع شعر برای تو می گون است ساقی شعر قدح قدح بریزد و استاد بی خبر که راز چنین شهیدایی را خدا داند و بس لب را خدا ساخت بر او سجده کنی...